مجله اینترنتی خورشید زندگی

1395 . مطالب علمی ، آموزشی و جالب

داستان جالب

حکایت

شخصی شتر، گم کرد. سوگند خورد که اگر شتر را پیدا کند، آن را به یک درم
بفروشد. چون شتر را یافت از سوگند خود پشیمان شد. برای آن که سوگند خود
را نشکند، گربه ای در گردن شتر آویخت و بانگ زد: ( که چه کسی می خرد؟ شتری را
به یک درم و گربه ای را به صد درم ؟ اما هردو را با هم می فروشم.) شخصی آنجا بود،
گفت: این شتر ارزان بود، اگر این قلاده را در گردن نداشت.

(عبید زاکانی)



برچسب ها: داستان جالب ,
[ بازدید : 154 ]

[ يکشنبه 9 / 3 / 1395 ] [ 11:19 قبل از ظهر ] [ بنیامین یوسفی ]

[ ]

ارسال نظر

نام شما :
آدرس وب سایت :
پست الکترونیک :
پیام شما :
کد امنیتی :